السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

6

جواهر البلاغة ( فارسى )

توضيح : عبارت « فى وضوح الدّلالة العقلية على نفس ذلك المعنى » به اين قصد است كه : تفاوت در ميزان آشكار بودن يك عبارت با عبارت ديگر بايد از جهت دلالت عقلى باشد ، نه اين‌كه دو عبارت فقط باهم تفاوت داشته باشند . « 1 » فالمعنى الواحد يستطاع أداؤه بأساليب مختلفة فى وضوح الدّلالة عليه . فانّك تقرّأ فى بيان فضل العلم مثلا قول الشاعر : العلم ينهض بالخسيس إلى العلى * و الجهل يعقد بالفتى المنسوب پس يك معنا را مىشود با شيوه‌هاى گوناگون ادا كرد ، شيوه‌هايى كه در آشكار ساختن دلالت بر آن معنا متفاوت است . ( يعنى برخى از آن شيوه‌ها دلالتش بر معنا آشكار است و برخى آشكارتر ) مثلا تو در بيان ارزش دانش ، سخن شاعر را مىخوانى كه : دانش ، فرد فرومايه را به اوج مىكشاند ؛ و نادانى ، جوانى را كه داراى اصل و نسب است به زمين مىنشاند . ثمّ تقرأ فى المعنى نفسه كلام الامام ، علىّ عليه السّلام : « 2 » العلم نهر و الحكمة بحر . و العلماء حول النّهر يطوفون . و الحكماء وسط البحر يغوصون . و العارفون فى سفن النّجاة يسيرون . سپس دربارهء همين معنا ( ارزش دانش ) سخن امام على عليه السّلام را مىخوانى : دانش جويبار است و حكمت دريا .

--> كند به شكلى كه برخى از آن عبارتها واضح‌تر از بعضى ديگر باشد . بنابراين علم بيان علمى است كه با شناخت آن ، انسان مىتواند يك معنا را به صورتهاى مختلف و تركيب‌هايى كه درجهء وضوح آنها متفاوت است ارائه كند ، با اين‌كه همهء آنها بايد مطابق با مقتضاى حال باشد . پس كسى كه به فن بيان احاطه دارد و آگاه به نثر و نظم عربى است ، هنگامى كه مىخواهد از هرمعنايى كه در خاطرش مىچرخد و به ذهنش مىگذرد تعبير كند ، مىتواند يكى از فنون سخن را برگزيند و يكى از شيوه‌هاى گفتارى را كه نزديك‌تر به مقصدش و شايسته‌تر باشد انتخاب كند ، با اسلوبى كه اهداف نهفته در درون گوينده را باز نمايد و بازتاب مناسب با موقعيت ، در جان شنونده پديد آورد . نويسنده ، سراينده و سخنران هنگامى كه گفتارشان نيك باشد در جان مخاطبان نفوذ مىكند و با بيان شگفت ، آنان را مسحور مىسازد . و در علم بيان ناگزير بايد مطابقت با مقتضاى حال را كه در معانى رعايت مىشد ، معتبر دانست . پس موقعيت معانى نسبت به بيان ، موقعيت فصاحت نسبت به بلاغت است . ( 1 ) - يعنى دلالت تضمّنى يا التزامى باشد نه دلالت مطابقى ، دلالت « تضمّنى » را دلالت عقلى مىگويند چون عقل حكم مىكند : هرجا كلّ باشد جزء نيز هست ؛ و دلالت « التزام » را عقلى مىگويند زيرا عقل مىگويد : هرجا لازم باشد ملزوم نيز مىآيد . ( 2 ) - پژوهش‌هاى بسيارى داشتيم ولى سند اين سخن را نيافتيم .